تحلیل روش های پارامتریک در ارزیابی کیفی تناسب اراضی دشت نیشابور برای زراعت گندم (Triticum aestivum L.)

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

چکیده

استفاده از روش های پارامتریک در ارزیابی کیفی تناسب اراضی روشی مفید برای تشخیص توان و قابلیت اراضی در تولید بهینه محصولات کشاورزی است. با استفاده از این روش ها می توان به پایدارسازی توسعه کشاورزی و الگوهای کشت در کشور امیدوار بود و علاوه بر حفظ توان های بالقوه خاک، بازده اقتصادی مناسبی نیز از فعالیت های انجام شده انتظار داشت. در تحقیق حاضر با استناد به چارچوب ارائه شده توسط فائو در ارزیابی تناسب اراضی و بر اساس جداول نیازهای خاکی و اقلیمی برای گیاهان زراعی، به مقایسه سه روش پارامتریک (عددی) در ارزیابی کیفی تناسب اراضی دشت نیشابور برای زراعت آبی گندم (Triticum aestivum L.)، پرداخته شد. بر این اساس کلاس های تناسب سرزمین برای سری های خاک دشت نیشابور تعیین و نقشه پراکنش آنها در محیط GIS به سه روش پارامتریک استوری، ریشه دوم و کالوگیرو نشان داده شد. نتایج حاصله نشان می دهد که دامنه تغییرات درجه تناسب سرزمین برای محصول گندم به روش استوری از 53/1 تا 22/33 معادل با کلاس نامناسب همیشگی N2 تا تناسب کم S3، در روش ریشه دوم از 88/ 0تا 16/41 به عبارتی از کلاس نامناسب همیشگی N2 تا تناسب کم S3 و در روش کالوگیرو دامنه تغییرات درجه تناسب اراضی از 69/27 تا 99/67 یعنی از کلاس تناسب کم S3 تا نسبتاً مناسب S2 گزارش می شود. مقایسه نتایج حاصل از روش های پارامتریک نشان داد که در روش کالوگیرو 100 درصد اراضی دشت نیشابور برای کشت گندم دارای کلاس های تناسب S3 و S2 است، در حالی که وسعت این کلاس ها در روش ریشه دوم به 89/57 درصد و در روش استوری به 08/23 درصد کاهش پیدا کرده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که روش استوری نتایج بسیار سختگیرانه ای را در ارائه نتایج نشان داد. بطوریکه در این روش بیش از 61 درصد اراضی منطقه مورد مطالعه به عنوان اراضی نامناسب همیشگی برای زراعت گندم بشمار آمده است که این موضوع با مشاهدات میدانی انطباق چندانی ندارد. روش ریشه دوم نیز علی رغم نتایج متعادل تر نسبت به روش استوری همچنان نتایج سختگیرانه ای به دست داده است. در حالیکه روش کالوگیرو بیشترین انطباق را با واقعیت های موجود در منطقه نشان داده است و می تواند به عنوان قابل اعتمادترین روش پارامتریک در ارزیابی کیفی تناسب اراضی مطرح شود.

عنوان مقاله [English]

Analysis of parametric approaches in qualitative land Suitability evaluation for irrigated wheat (Triticum aestivum L.) cultivation at Neyshabur plain

نویسندگان [English]

  • H.R. Bagherzadeh
  • A. Bagherzadeh
  • H. Moeinrad
چکیده [English]

Using parametric approaches for qualitative assessment of land suitability is a useful method for diagnosis of land capability and potential in optimum crop production. By using such methods will hope that to achieve sustainability in based on FAO land evaluation frame works and the presented tables of soil and climate requirements for agronomic crops. We studied qualitative land suitability for irrigated wheat (Triticum aestivum L.) at Neyshabur plain. An interpolation function was used to map values to scores in terms of land qualities/characteristics for wheat cultivation and the evaluation was carried out according to parametric approaches of Storie, Square root and Kalogirou. The interpolation technique by GIS functions helped in managing the spatial data and visualizing the results. The land suitability degree for wheat at Neyshabour plain by Storie method ranged from 1.53–33.22, while Square root method fluctuated from 1.35 to 38.72 corresponds to N2 to S3 classes. Based on Kalogirou method Land degrees varied from 24.51 to 60.19 corresponds to N1 – S2 land suitability classes. Our results indicated that the most important limiting factor for irrigated wheat is soil physical properties. It was demonstrated that using Kalogirou method gives more reliable and realistic results compared to other parametric approaches.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Kalogirou
  • Land utilization
  • Square root
  • Storie