<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>بوم شناسی کشاورزی</title>
    <link>https://agry.um.ac.ir/</link>
    <description>بوم شناسی کشاورزی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اثر رژیم‌های آبیاری، نانوذرات دی‌اکسید تیتانیوم و قارچ مایکوریزا بر عملکرد کمّی و کیفی و خصوصیات فیزیولوژیکی مریم‌گلی (Salvia officinalis L.) در کشت مخلوط با نعناع‌فلفلی (Mentha piperita L.)</title>
      <link>https://agry.um.ac.ir/article_47898.html</link>
      <description>به‌منظور بررسی اثر رژیم‌های مختلف آبیاری، نانوذرات دی‌اکسید تیتانیوم و قارچ مایکوریزا بر کمیت و کیفیت اسانس مریم‌گلی (Salvia officinalis L.) در کشت مخلوط با نعناع‌فلفلی (Mentha piperita L.)، آزمایشی به‌‌صورت کرت&amp;amp;shy;های دو بار خردشده برپایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی دانشکده کشاورزی دانشگاه مراغه در سال‌های 1398 و 1399 اجرا شد. عامل اول رژیم&amp;amp;shy;های مختلف آبیاری در سه سطح، آبیاری پس از 25 درصد حداکثر تخلیه مجاز رطوبتی به&amp;amp;shy;عنوان آبیاری نرمال، آبیاری پس از 50 درصد حداکثر تخلیه مجاز رطوبتی به‌عنوان تنش ملایم و آبیاری پس از 75 درصد حداکثر تخلیه مجاز رطوبتی به‌عنوان تنش شدید بود. عامل فرعی الگوهای مختلف کشت (کشت خالص نعناع‌فلفلی، کشت خالص مریم‌گلی، کشت مخلوط نعناع‌فلفلی و مریم‌گلی) و عامل فرعی فرعی شامل منابع مختلف کودی (عدم مصرف نانوذرات دی‌اکسید تیتانیوم و قارچ مایکوریزا به‌عنوان شاهد، نانو دی‌اکسید تیتانیوم، قارچ مایکوریزا و کاربرد تلفیقی قارچ مایکوریزا + نانو دی‌اکسید تیتانیوم) بود. نتایج نشان داد که عملکرد ماده خشک مریم‌گلی در تنش ملایم و شدید نسبت به ‌حالت نرمال آبیاری به‌ترتیب 27 و 1/64 درصد کاهش یافت. بیشترین عملکرد ماده خشک مریم‌گلی (7/172 گرم در مترمربع) در کشت خالص با کاربرد تلفیقی قارچ مایکوریزا + نانو دی‌اکسید تیتانیوم به دست آمد. با کاربرد تلفیقی قارچ مایکوریزا + نانو دی‌اکسید تیتانیوم، عملکرد ماده خشک مریم‌گلی 1/36 درصد نسبت به عدم مصرف کود افزایش یافت. همچنین بیشترین درصد اسانس مریم‌گلی (33/1 درصد) در کشت مخلوط و با کاربرد تلفیقی قارچ مایکوریزا + نانو دی‌اکسید تیتانیوم حاصل شد. علاوه‌بر این، درصد اسانس مریم‌گلی در تنش ملایم 2/41 درصد بیشتر از آبیاری نرمال بود. براساس تجزیه شیمیایی ترکیب‌های اسانس، بیشترین میزان ترکیب (سیس-توجن و 1و8 سینئول) غالب مریم‌گلی در کشت مخلوط و با کاربرد تلفیقی قارچ مایکوریزا + نانو دی‌اکسید تیتانیوم در تنش ملایم حاصل شد. نتایج این تحقیق می‌تواند به بهینه‌سازی مدیریت آبیاری و استفاده از تکنولوژی‌های نوین کشاورزی برای افزایش بهره‌وری و کیفیت گیاهان دارویی در کشاورزی پایدار کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل محدودکننده عملکرد کلزا (Brassica napus L.) در میانکاله شهرستان بهشهر به‌روش آنالیز مقایسه کارکرد (CPA)</title>
      <link>https://agry.um.ac.ir/article_48163.html</link>
      <description>کاهش خلأ عملکرد کلزا (Brassica napus L.)&amp;amp;nbsp; به‌عنوان یکی از راهکارهای کلیدی ارتقای امنیت غذایی و بهره‌وری پایدار کشاورزی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هدف از این پژوهش، تعیین میزان خلأ عملکرد و شناسایی مهم‌ترین عوامل مدیریتی محدودکننده آن در مزارع کلزای آبی منطقه میانکاله شهرستان بهشهر با استفاده از روش تحلیل مقایسه کارکرد (CPA) بود. این مطالعه طی دو سال زراعی (۱۴۰۱-۱۴۰۰ و ۱۴۰۲-۱۴۰۱) در ۱۰۰ مزرعه کلزا انجام شد و داده‌های مدیریتی و عملکرد از طریق پیمایش میدانی و مصاحبه جمع‌آوری گردید. نتایج نشان داد که میانگین عملکرد کشاورزان ۲۲۴۷ کیلوگرم در هکتار، درحالی‌که عملکرد پتانسیل ۴۷۹۸ کیلوگرم در هکتار برآورد شد؛ این امر بیانگر وجود خلأ عملکرد قابل توجه ۲۵۵۱ کیلوگرم در هکتار است. تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام مشخص کرد که شش عامل مدیریتی، ۸۹ درصد از این خلأ عملکرد را تبیین کردند. بیشترین سهم در کاهش عملکرد مربوط به مدیریت نامناسب تغذیه، به‌ویژه کمبود مصرف کود فسفر (۴3 درصد)، عدم استفاده از اسید آمینه (۱6 درصد) و کمبود کود گوگرد (شش درصد) بود. پس از آن، مهار ناکافی حلزون در ابتدای فصل رشد (۲2 درصد) سهم عمده‌ای در این شکاف داشت. همچنین مدیریت ضعیف علف‌های هرز که منجر به افزایش دفعات استفاده از علف‌کش (۱1 درصد) و وجین دستی (1 درصد) شده بود، تأثیر منفی رقابت علف‌های هرز را نشان داد. این نتایج تأکید می‌کند که با تمرکز بر مدیریت بهینه تغذیه (فسفر، گوگرد و اسید آمینه) و مهار به‌موقع آفاتی مانند حلزون، می‌توان بخش قابل توجهی از خلأ عملکرد موجود را کاهش داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استعدادسنجی اراضی و برآورد پتانسیل تولید برنج(Oryza sativa L.) در بخش یانه‌سر شهرستان بهشهر</title>
      <link>https://agry.um.ac.ir/article_48164.html</link>
      <description>شناسایی استعداد و توان سرزمین برای کاربری&amp;amp;shy;های مختلف به‌منظور حفظ منابع محیطی و تولید پایدار محصولات کشاورزی در راستای توسعه پایدار ضروری به نظر می&amp;amp;shy;رسد، به‌طوری‌که عدم توجه به پهنه‌بندی اصولی سرزمین می&amp;amp;shy;تواند زیان&amp;amp;shy;های اقتصادی-اجتماعی و محیط زیستی فراوانی را به بار آورد. پژوهش حاضر به‌منظور پهنه‌بندی زراعی-بوم‌شناختی و برآورد پتانسیل تولید برنج (Oryza sativa L.) در بخش یانه‌سر شهرستان بهشهر (استان مازندران) انجام شد. در گام اول، نیازهای زراعی-بوم‌شناختی گیاه زراعی برنج با استفاده از منابع و اسناد علمی تعیین و شناسایی شده و سپس نقشه&amp;amp;shy;های موضوعی انواع متغیرهای شامل بارش‌سالانه، دماهای متوسط، بیشینه و کمینه سالانه، مجموع ساعات آفتابی، رطوبت نسبی، منابع آبی، متغیرهای توپوگرافی شامل ارتفاع از سطح دریا، درصد شیب، جهت شیب و ویژگی&amp;amp;shy;های خاک مانند بافت، پتاسیم، فسفر، نیتروژن، مس، منگنز، آهن، ماده آلی، هدایت الکتریکی و اسیدیته خاک تهیه گردید. نمونه‌های خاک از طریق نمونه‌گیری مستقیم از 128 نقطه از مزارع روستاهای منطقه تهیه و در آزمایشگاه خاکشناسی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری تجزیه شد. جهت تخمین و تعمیم این متغیرها به سطح منطقه مورد مطالعه از روش‌های درون‌یابی زمین‌آمار و کلاسیک مانند کریجینگ معمولی، توابع پایه شعاعی و وزن&amp;amp;shy;دهی معکوس فاصله و براساس کمترین برآورد آماره&amp;amp;shy;های خطای برآورد (RMSE) استفاده گردید. در ادامه، جهت تعیین وزن معیارها از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده &amp;amp;shy;شد. لایه&amp;amp;shy;های رقومی عوامل محیطی در محیط GIS پس از اختصاص وزن &amp;amp;nbsp;AHPمختص به هر لایه، روی‌هم‌گذاری و تلفیق شده&amp;amp;shy;اند. پهنه‌بندی اراضی در چهار طبقه بسیار مستعد، مستعد، نیمه‌مستعد و غیرمستعد انجام شد. همچنین در این مطالعه، مدل SSM-iCrop2 برای برآورد پتانسیل تولید مورد استفاده قرار گرفت. این شبیه‌ساز، مقدار عملکرد پتانسیل را برمبنای داده&amp;amp;shy;های هواشناسی، شرایط خاک، نحوه مدیریت زراعی و پارامترهای گیاهی محاسبه می&amp;amp;shy;نماید. نتایج حاصل از تطابق اراضی کشاورزی با نیازهای زراعی و محیطی برنج نشان داد که تنها حدود 2/2 درصد از زمین&amp;amp;shy;های زراعی منطقه دارای پتانسیل بسیار مستعد جهت کشت برنج بوده که این مناطق شامل بخش کوچکی از زمین&amp;amp;shy;های حاشیه رودخانه نکارود می&amp;amp;shy;باشد. همچنین سهم پهنه مستعد 7/16 درصد، نیمه‌مستعد 5/40 درصد و پهنه غیرمستعد 4/40 درصد برآورد شد. به‌طورکلی، در بخش‌هایی که به منابع آبی دسترسی دارند و تسطیح شده‌اند، کشت برنج به‌صورت محدود امکان‌پذیر است. همچنین با تغییر در الگوی کاشــت کارآیی مصرف آب افزایش می‌یابد. روش تولید برنج به‌صورت هوازی می‌تواند باعث کاهش مصرف آب شود. براساس نتایج حاصل از خروجی مدل SSM-iCrop2، واحدهای اراضی کشاورزی منطقه در تولید شلتوک برنج دارای پتانسیل تولید حدود 92/3 تن در هکتار شلتوک می&amp;amp;shy;باشد و میزان تولید فعلی کشاورزان حدود 2/3 تن در هکتار می&amp;amp;shy;باشد که حدود 72/0 تن در هکتار خلأ عملکرد تولید شلتوک برآورد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تأثیر ورمی‌کمپوست جامد، عصاره ورمی‌کمپوست و جلبک دریایی بر برخی صفات فیزیومورفولوژیکی چای ترش (Hibiscus sabdariffa L.)</title>
      <link>https://agry.um.ac.ir/article_48165.html</link>
      <description>به‌منظورارزیابی تأثیر ورمی‌کمپوست جامد، عصاره ورمی‌کمپوست و عصاره جلبک دریایی بر برخی صفات کمی وکیفی گیاه چای ترش آزمایشی به ‌صورت اسپلیت‌پلات-فاکتوریل در قالب طرح بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی با سه تکرار در شهرستان تفتان، استان سیستان و بلوچستان در سال زراعی 1401 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل ورمی&amp;amp;shy;کمپوست جامد در دو سطح صفر و 10 تن در هکتار به‌ عنوان عامل اصلی و محلول‌پاشی عصاره ورمی‌کمپوست در سه سطح 5/0، 1 و 5/1 میلی‌لیتر بر لیتر و محلول‌پاشی عصاره جلبک دریایی در سه سطح 5/1، 3 و 5/4 میلی‌لیتر بر لیتر به‌صورت فاکتوریل به عنوان عامل فرعی بودند. نتایج&amp;amp;nbsp; ﺗﺠﺰﯾﻪ وارﯾﺎﻧﺲ ﻧﺸﺎن داد که کاربرد ورمی&amp;amp;shy;کمپوست جامد، محلول‌پاشی سطوح عصاره ورمی‌کمپوست و عصاره جلبک دریایی برای تمام صفات فیزیومورفولوژیکی مورد انداره گیری معنی&amp;amp;shy;دار بود. اثر متقابل کاربرد ورمی&amp;amp;shy;کمپوست جامد، محلول‌پاشی سطوح عصاره ورمی‌کمپوست و جلبک دریایی برای تمام صفات معنی&amp;amp;shy;دار شد. بیشترین ارتفاع بوته، قطر ساقه، تعداد شاخه جانبی، تعداد غوزه در بوته، کربوهیدرات، آنتوسیانین، عملکرد اقتصادی و عملکرد زیست توده در کاربرد کود ورمی&amp;amp;shy;کمپوست جامد در سطح 10تن در هکتار به ‌دست آمد. بیشترین عملکرد زیست توده 2/27604 کیلوگرم در هکتار به دست آمد که نشان دهنده افزایش 45/47 درصدی نسبت به تیمار شاهد بود، بیشترین عملکرد کاسبرگ 17/2629‌ کیلوگرم در هکتار به دست آمد که نشان دهنده افزایش 12/33 درصدی نسبت به تیمار شاهد بود و بیشترین میزان آنتوسیانین 79/3 میلی‌گرم به دست آمد که نشان دهنده افزایش 8/35 درصدی نسبت به تیمار شاهد بود و از کاربرد عصاره ورمی‌کمپوست در سطح 5/1 میلی‌لیتر و عصاره جلبک دریایی در سطح 5/4 میلی‌لیتر حاصل شد، کاربرد کودهای اکولوژیک، ضمن افزایش عملکرد محصول، متابولیت‌های ثانویه چای ترش را نیز در راستای افزایش خاصیت دارویی آن بالا می‌برند؛ از این رو در جهت کاهش آلودگی‌های زیست‌محیطی و نیل به اهداف کشاورزی پایدار، کاربرد کودهای ارگانیک حائز اهمیت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی انتقال مجدد ماده‌ خشک و سهم فتوسنتز جاری در دانه گندم (Triticum aestivum L.) در سه روش کشت و مقادیر مختلف بقایای گیاهی</title>
      <link>https://agry.um.ac.ir/article_48167.html</link>
      <description>به&amp;amp;lrm;منظور مقایسه سه روش کشت مکانیزه گندم در شرایط کاربرد مقادیر مختلف بقایای گیاهی گندم (Triticum aestivum L.)، آزمایشی به‌صورت کرت‌های خردشده بر پایه طرح بلوک&amp;amp;shy;های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 03-1402 در مزرعه آموزشی مرکز جهاد کشاورزی شهرستان دشت آزادگان انجام شد. کرت اصلی، سه روش کشت مکانیزه (خطی‌کار، پشته‌کار و کف‌کار) و کرت فرعی، کاربرد مقادیر مختلف بقایای گندم (بدون بقایای گیاهی، یک سوم بقایا، دو سوم بقایا و 100 درصد بقایا) بود. بیشترین انتقال مجدد ماده خشک مربوط به کشت جوی‌و‌پشته‌ای با استفاده از دو سوم و 100 درصد بقایای گیاهی (به‌ترتیب 62/1 و 28/1 درصد) و کمترین آن مربوط به تیمار بدون بقایای گیاهی (به‌ترتیب 93/0 و 89/0 درصد) بود. هم‌چنین کارآیی انتقال مجدد ماده خشک، بیشترین مقدار خود را در تیمار کاربرد 100 درصد بقایای گیاهی در کشت جوی‌و‌پشته‌ای (3/23 درصد) نشان داد و کمترین آن مربوط به تیمار بدون بقایای گیاهی در کشت خطی‌کار (42/9 درصد) بود. کشت خطی‌کار، بیشترین میزان انتقال مجدد را (4/22درصد) به خود اختصاص داد و تیمار بدون بقایای گیاهی، کمترین سهم را داشت (27/15 درصد). سهم فتوسنتز جاری نیز تحت تأثیر روش کشت و مقادیر بقایای گیاهی معنی‌دار بود، به‌گونه‌ای‌که بیشترین سهم در کشت کف‌کار (2/83 درصد) و در تیمار 100 درصد بقایای گیاهی (7/84 درصد) مشاهده شد. بیشترین درصد پروتئین دانه مربوط به تیمارهای دو سوم بقایا (63/16 درصد) و 100 درصد بقایا (86/16 درصد) بود، امّا کمترین درصد پروتئین دانه در تیمارهای بدون بقایا گیاهی و یک سوم بقایا به دست آمد. این پژوهش نشان داد که مدیریت بقایای گیاهی و انتخاب روش کشت مناسب می‌تواند با بهبود شرایط فتوسنتزی و انتقال مجدد ماده خشک، سهم قابل توجهی در رشد و کیفیت دانه گندم ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تلفیق کودهای آلی-شیمیایی و کود زیستی بر عملکرد، کیفیت اسانس و کارآیی جذب برخی عناصر در رازیانه (Foeniculum vulgare Mill.)</title>
      <link>https://agry.um.ac.ir/article_48324.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تأثیر سیستم‌های مختلف تغذیه‌ای شیمیایی، آلی و زیستی بر عملکرد و جذب عناصر غذایی توسط گیاه رازیانه (Foeniculum vulgare Mill.) به‌صورت کرت‌های خرد‌شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 1403-1402 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان اجرا شد. در کرت‌های اصلی سطوح تلفیق کود نیتروژن و کمپوست بقایای نیشکر شامل A1: شاهد، A2: 150 کیلوگرم در هکتار نیتروژن (اوره)، A3: 5/112 کیلوگرم در هکتار نیتروژن + 8 تن در هکتار کمپوست نیشکر، A4: 75 کیلوگرم در هکتار نیتروژن + 16 تن در هکتار کمپوست نیشکر، A5: 5/37 کیلوگرم در هکتار نیتروژن + 24 تن در هکتار کمپوست نیشکر و A6: 32 تن در هکتار کمپوست نیشکر، در کرت‌‌های فرعی نیز تیمار تلقیح بذر با کود زیستی بیوفارم شامل B0: شاهد و B1: تیمار بررسی شد. صفات مورد مطالعه شامل عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، درصد و عملکرد اسانس، درصد و جذب نیتروژن، شاخص‌های کارآیی نیتروژن، درصد فسفر، پتاسیم، آهن و روی بود. بیش‌ترین عملکرد دانه در سطح تیمار A4B0 و A2B1 (به‌مقدار 998 و 938 کیلوگرم در هکتار) حاصل شد. بیش‌ترین درصد اسانس در سطح تیمار A2 (به‌میزان 26/2 درصد) و بیش‌ترین عملکرد اسانس رازیانه نیز مربوط به سطح تیمارA2B1 &amp;amp;nbsp;(به‌میزان 22/13 کیلوگرم در هکتار) بود. بیش‌ترین درصد و جذب نیتروژن در سطح تیمار A2 &amp;amp;nbsp;(به‌ترتیب 35/2 درصد و 01/68 کیلوگرم در هکتار) بود. بالاترین مقدار کارآیی زراعی نیتروژن مربوط به سطح تیمار A4B0 (به‌میزان 85/6 کیلوگرم بر کیلوگرم) بود. بیش‌ترین مقدار جذب فسفر و پتاسیم کل بوته در سطح تیمارA5 &amp;amp;nbsp;(به‌ترتیب به‌مقدار 8/50 و 75/193 میلی‌گرم بر کیلوگرم) و بیش‌ترین غلظت آهن و روی کل بوته در سطح تیمارA6 &amp;amp;nbsp;(به‌ترتیب به‌مقدار 01/3 و 56/0 میلی‌گرم بر کیلوگرم) ماده خشک بود. در آزمایش حاضر، بیش‌ترین عملکرد دانه با کاربرد 75 کیلوگرم در هکتار نیتروژن و 16 تن در هکتار کمپوست نیشکر حاصل شد که اختلاف معنی‌داری با کاربرد 150 کیلوگرم در هکتار نیتروژن نداشت، همچنین بیش‌ترین عملکرد بیولوژیک و اسانس با مصرف ۱۵۰ کیلوگرم نیتروژن در هکتار و با کاربرد کود زیستی به ‌دست آمد. در واقع، اعمال کود شیمیایی نیتروژن در تلفیق با کود آلی کمپوست نیشکر و نیز کاربرد کود زیستی سبب افزایش عملکرد دانه و اسانس و افزایش جذب عناصر کم‌مصرف و پرمصرف مورد نیاز گیاه رازیانه شد. همچنین اثرات مشابهی در افزایش عملکرد نسبت به کاربرد کودهای شیمیایی داشت که از این طریق می‌توان کودهای تلفیقی را با کودهای شیمیایی جایگزین کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین الگوی کشت محصولات عمده کشاورزی دشت جیرفت براساس ردپای آب و ارزیابی چرخه حیات LCA</title>
      <link>https://agry.um.ac.ir/article_48325.html</link>
      <description>هدف این مطالعه، بررسی اثرات زیست‌محیطی و مصرف آب در هشت محصول عمده کشاورزی جیرفت با استفاده از روش ارزیابی چرخه حیات (LCA) و تحلیل ردپای آب می&amp;amp;shy;باشد. برای این منظور، داده‌های مصرف نهاده‌ها شامل کودهای شیمیایی، سموم دفع آفات، سوخت و انرژی، و عملکرد محصول جمع‌آوری و اثرات زیست‌محیطی در سه دسته سلامت انسان، بوم‌نظام و تخلیه منابع بررسی شد. برای انجام کار، ابتدا ردپای آب آبی، سبز و خاکستری محصولات محاسبه شد و سپس برای ارزیابی پایداری زیست‌محیطی سیستم&amp;amp;shy;های کشت و تولید محصول، از شاخص ارزیابی چرخه حیات (LCA) برپایه استاندارد ISO 14040 استفاده گردید. نتایج تحلیلLCA &amp;amp;nbsp;بیانگر آن بود که محصولات دانه‌ای و روغنی از جمله کلزا (Brassica napus)، گندم (Triticum aestivum)، جو (Hordeum vulgare) و ذرت (Zea mayes) در مقایسه با سایر محصولات بررسی‌شده، فشار زیست‌محیطی بیشتری بر منابع طبیعی وارد می‌کنند. به‌طور مشخص، کلزا با Pt 19/86 به‌عنوان پراثرترین محصول از نظر پیامدهای زیست‌محیطی شناسایی شد، درحالی‌که خیار و پیاز با مقادیر Pt 09/4 و Pt 65/5 در پایین‌ترین سطح اثرات زیست‌محیطی قرار گرفتند. در دسته سلامت انسان، کلزا با Pt ۶۵٫۲۳ بیشترین آسیب را ایجاد کرد، درحالی‌که سبزیجات و گیاهان غده‌ای اثرات بسیار پایین‌تری داشتند. در زمینه بوم‌نظام، کلزا با Pt ۲۰٫۲۵ بالاترین اثر منفی و جو با Pt 33/0 پایین‌ترین اثر را داشت. در تخلیه منابع، گندم با Pt ۰٫۲۸۹ بیشترین سهم را داشت و کلزا با Pt ۰٫۱۷۶ در رتبه بعدی قرار گرفت. تحلیل ردپای آب نشان داد که غلات بیشترین مصرف آب آبی و خاکستری را دارند، به‌طوری‌که ردپای آب کل جو و گندم به‌ترتیب ۱۹/۲۵۰۸ و ۵۷/۲۱۶۴ مترمکعب بر تن بود، درحالی‌که سبزیجات و گیاهان غده‌ای مانند سیب‌زمینی (Solanum tuberosum) با ۴۱/۱۸۲ مترمکعب بر تن کمترین ردپای آب را داشتند. نتایج LCA و ردپای آب به‌طور همسو نشان دادند که محصولات پرنهاده و پرمصرف مانند کلزا و غلات فشار بالایی بر منابع آب و محیط زیست وارد می‌کنند، درحالی‌که سبزیجات و گیاهان غده‌ای کم‌اثر هستند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
