تأثیر مدیریت های پسماند گیاه جو (Hordeum vulgare L.) بر فعالیت آنزیم بتاگلوکوسیداز خاک

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

آنزیم بتاگلوکوسیداز در تغییر سلولز در خاک نقش مهمی دارد و با استفاده از می‌توان برای پایش کیفیت زیستی خاک استفاده کرد. هدف از این پژوهش ارزیابی صحرایی تأثیر مدیریت حفظ و سوزاندن پسماند گیاه جو (Hordeum vulgare L.)، کود نیتروژن و خاک‌ورزی بر فعالیت آنزیم بتاگلوکوسیداز در یک دوره 90 روزه بوده است. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در دو تکرار انجام گردید. تیمارهای آزمایش شامل دو سطح کاه و کلش (سه و شش تن در هکتار)، دو سطح سوزاندن (نسوزاندن و سوزاندن)، دو سطح کود اوره (صفر و 125 کیلوگرم در هکتار) و دو سطح خاک‌ورزی (بدون و با شخم) بودند. نتایج آزمایش نشان داد افزودن مقدار شش تن در هکتار پسماند جو فعالیت آنزیم بتاگلوکوسیداز را نسبت به تیمار سه تن در هکتار در لایه سطحی صفر تا پنج سانتی‌متری خاک به طور معنی داری افزایش داد، در حالی که سوزاندن کاه و کلش و عملیات خاک‌ورزی به کاهش فعالیت آن منجر گردید. افزودن کود اوره نیز موجب افزایش معنی‌دار فعالیت آنزیم بتاگلوکوسیداز شد. نتایج این مطالعه نشان داد که شیوه بدون خاک‌ورزی و همراه با حفظ پسماند گیاهی در سطح شش تن در هکتار و بدون سوزاندن پسماند مؤثرترین نوع مدیریت در افزایش فعالیت آنزیم بتاگلوکوسیداز در کوتاه مدت بود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The influence of barley (Hordeum vulgare L.) residue managements on the β-glucosidase activity in soil

نویسندگان [English]

  • M.A. Hoseini
  • G.H. Haghnia
  • A. Lakzian
  • H. Emami
چکیده [English]

β-Glucosidase is involved in the degradation of cellulose in soil and has the potential for monitoring biological soil quality. The objective of this study was to determine the effects of barley residue placement, burning, nitrogen fertilizer and tillage management on β-glucosidase enzyme after a period of 90 days. A field experiment was carried out based on a completely randomized design with a factorial arrangement using two replications. The treatments were included two levels of barley residue (3 and 6 t.ha-1), burning (without and with stubble burning), urea fertilizer (0 and 125 kg.ha-1) and tillage systems (no-till, conventional tillage). Results showed that 6 t.ha-1 crop residue treatment increased β-glucosidase activity in comparison with 3 t.ha-1 treatment at 0-5 cm. However, stubble burning and tillage treatments significantly decreased β-glucosidase activity while the nitrogen fertilizer significantly increased β-glucosidase activity. The results of this experiment showed that no-tillage system along with crop residue retention of 6 t. ha-1 and without stubble burning systems could be the most short-term effective management to protect and promote β-glucosidase activity.

کلیدواژه‌ها [English]

  • β-glucosidase
  • Burning
  • N fertilizer
  • Soil quality
  • Tillage