ارزیابی اثرات زیست محیطی کاربرد آفتکش ها در نظام های مختلف تولید چغندرقند (Beta vulgaris L.) در استان های خراسان

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

چکیده

ساماندهی برنامه های مدیریت آفات از دیدگاه محیط زیست و تغییر سمت و گرایش آنها به سوی برنامه های با کمترین مخاطرات زیست محیطی یکی از مهمترین اولویت های متخصصین مرتبط با تولید غذا به ویژه در کشورهای در حال توسعه است. این مطالعه تأثیرات زیست محیطی مصرف آفتکش ها در نظام های مختلف تولید چغندرقند (Beta vulgaris L.) را با استفاده از روش شاخص تأثیر زیست محیطی(Environmental Impact Quotient) یا EIQ در استان های خراسان به عنوان بزرگترین منطقه تولید این محصول استراتژیک در کشور ارزیابی کرده است. در این مطالعه، اطلاعات مربوط به کلیه سموم مورد استفاده در 26 منطقه از 11 ناحیه جغرافیایی در استان های خراسان (استان های خراسان شمالی، رضوی و جنوبی) در سه نظام تولید سنتی، نیمه مکانیزه و مکانیزه چغندرقند جمع آوری شد. بر اساس شاخصEIQ که نشان دهنده متوسط فشار زیست محیطی وارد بر سه جزء کارگران مزرعه ای، مصرف کنندگان وجزء اکولوژیک است، در هر سه نظام تولید چغندرقند در استان های خراسان، بیشترین اثر منفی کاربرد آفتکش ها مربوط به جزء اکولوژیک یعنی اثر بر موجودات زنده بوم نظام بود. این تحقیق نشان داد که افزایش استفاده از آفتکش ها در مزرعه به لحاظ تنوع سموم و مقدار کمی ماده مؤثره رابطه ای با عملکرد ندارد. همچنین با افزایش مکانیزاسیون در تولید چغندرقند مقدار فشار زیست محیطی وارد شده در مزرعه افزایش می یابد، اما با در نظر گرفتن میزان تولید هر یک از نظام های تولید چغندر، آسیب های زیست محیطی ایجاد شده به ازای یک تن چغندرقند تولید شده در نظام های مکانیزه 33 درصد کمتر از نظام های سنتی بود. بنابراین، به نظر می رسد که امکان بهبود کارکرد زیست محیطی تولید چغندرقند با کاهش مصرف یا جایگزینی سموم شیمیایی همراه با حفظ و یا افزایش عملکرد اقتصادی وجود داشته و تمایل نظام های تولید چغندرقند به سوی نظام های مکانیزه تر و پر تولیدتر می تواند در مقیاس ملی هزینه های زیست محیطی تولید داخلی را کمتر و در مقیاس جهانی نیز از بار زیست محیطی ناشی از حمل و نقل تولید غیر محلی جلوگیری نماید.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Evaluation of the environmental impacts of pesticides used in sugar beet (Beta vulgaris L.) production systems in Khorasan provinces

نویسندگان [English]

  • A.B. Bazrgar
  • A. Soltani
  • A. Koocheki
  • E. Zeinali
  • A. Ghaemi
چکیده [English]

Environmental optimizing of pest management strategies and improving theirs trends towards minimum environmental risks programs is a matter of considerable concern of food scientists particularly in developing countries. This study evaluates the environmental impacts of pesticides consumption based on Environmental Impact Quotient (EIQ) model in different sugar beet (Beta vulgaris L.) production systems in Khorasan provinces as the largest producer of this strategic crop in Iran. For this purpose, information of pesticides used in 26 locations of 11 geographic regions in Khorasan provinces, (North, Razavi and South Khorasan provinces) in three types of production systems was gathered: mechanized, semi-mechanized and traditional. In all three production systems, based on EIQ index which uses three risk components: farm worker, consumer and leaching and environment to estimate the relative potential risk of pesticide, the most negative effect of pesticide consumption was on ecosystem organisms as ecological component. Results showed that there is no relationship between sugar beet yield and increasing both diversity of pesticides types and quantity of active ingredients consumption as well. Moreover, granted that increasing in mechanization in sugar beet production caused more environmental load in farm, considering sugar beet yield, mechanized systems resulted in 33% less environmental damage per 1 ton sugar beet produced. Thus, it is expected that there is a possibility to improve ecological function of Khorasan sugar beet production systems without economic loss by substitution or decreasing the use of pesticides. Also, employing more mechanized and more productive systems may reduce environmental hazards in national scale and decrease environmental load due to transportation of non local production in international scale.